على ربانى گلپايگانى

282

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

آن است مانند : وجود موضوع و محمول ، كه معنا و مفهوم مستقلى دارد ( ذهن مىتواند آن را به‌طور مستقل مطالعه كند ، موضوع را مستقل از محمول و بالعكس ) آن را وجود محمولى « 1 » و وجود مستقل مىناميم . نتيجهء مطالب ياد شده اين است كه : وجود ، به وجود مستقل و وجود رابط تقسيم مىگردد و آن چيزى است كه مطلوب ما بود . از مطالب ياد شده ( چند نكته ) روشن مىگردد : اولا : براى وجودهاى رابط ، ماهيتى نيست ، زيرا ماهيت آن است كه در جواب « ما هو » به كار مىرود ، ( و آنچه در جواب ما هو گفته مىشود داراى معناى مستقل است ) بنابراين براى ماهيت خواه‌ناخواه وجود محمولى ( است كه ) داراى معنا و مفهوم مستقل مىباشد ، و حال آنكه ، وجود رابط اين‌گونه نيست . ثانيا : تحقق وجود رابط ميان دو امر ، مستلزم نوعى اتحاد ميان آن دو است ، زيرا وجود رابط امرى است كه وجود آن از هستى دو طرف بيرون نيست ( پس به حكم اينكه واقعيت آن در درون واقعيت موضوع و محمول است ، پس وجود مستقل ندارد و به حكم اينكه واقعيت آن يك چيز است ، پس بايد آن دو هم در هستى با يكديگر متحد باشند ، زيرا اگر متحد نباشند ، وجود رابط ميان آن دو ، يك چيز نخواهد بود و اين بر خلاف فرض است ) . ثالثا : وجود رابط فقط در مطابق هليات مركبه كه متضمن ثبوت چيزى براى چيزى هستند ، تحقق دارد ، اما هليات بسيطه كه متضمن چيزى مگر ثبوت شىء كه همان ثبوت موضوع آنها است ، نيستند ، در مطابق آنها ، وجود رابط تحقق ندارد ، زيرا ( حقيقت وجود رابط ، ايجاد ارتباط ميان دو چيز است . مانند سفيدى و جسم ، قيام و انسان و مانند آن ، و اين در صورتى است كه پاى دو چيز در ميان باشد ، يعنى

--> ( 1 ) ممكن است وجه اينكه آن را محمولى ناميده‌اند اين باشد كه اين نوع مفاهيم صلاحيت اينكه محمول واقع شوند را دارند مانند : الانسان ضاحك ، كه هم مفهوم انسان مىتواند محمول واقع شود ( زيد انسان ) و هم مفهوم ضاحك همان‌طور كه در خود اين قضيه محمول است ، ولى وجود رابط با وصف رابط بودن صلاحيت اين‌كه محمول واقع شود را ندارد .